مصلحت به عنوان یکی از مهم ترین اصول عقلایی و فقهی در نظام سیاسی اسلام، نقش کلیدی در تنظیم روابط داخلی و خارجی ایفا می کند. در نظام اسلامی، مصلحت به عنوان مبنایی پویا و تطبیق پذیر، در خدمت تأمین اهداف کلان شریعت همچون حفظ دین، جان، مال، نسل و عقل قرار دارد و در شرایط پیچیده و متغیر جهانی، راهکاری برای پیوند اصول ثابت اسلامی با مقتضیات زمان به شمار می آید. این پژوهش با تمرکز بر این پرسش که «مصلحت چه جایگاهی در روابط دیپلماتیک نظام اسلامی دارد؟» به تبیین جایگاه و کارکرد مصلحت در دیپلماسی و سیاست خارجی از منظر فقه اسلامی می پردازد. سوالات فرعی این پژوهش شامل بررسی «معیارهای مصلحت در روابط خارجی از منظر اسلام» و «نمونه های فقهی از مصلحت ورزی در احکام روابط خارجی» است. در پاسخ، روشن می شود که معیارهایی چون حفظ عزت اسلامی، استقلال، حفظ منافع ملت و امت اسلامی و دفع مفسده، چارچوب سنجش مصلحت در مناسبات خارجی را تشکیل می دهند. همچنین، نمونه های تاریخی چون صلح حدیبیه، نامه نگاری پیامبر اسلام با سران کشورها، و روابط مالی و حقوقی حکومت اسلامی با دیگر کشورها نشان دهنده رویکرد عقل گرایانه و مصلحت محور اسلام در روابط خارجی است. یافته ها حاکی از آن است که مصلحت در فقه سیاسی شیعه، به ویژه با تبیین نقش ولی فقیه و نهادهایی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، جایگاهی نهادینه یافته و می تواند راهنمایی مؤثر برای اتخاذ تصمیمات سیاست خارجی متوازن و دینی باشد.